مرتضى مطهرى

786

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

انگلس « 1 » شاگرد و مريد ماركس گفته است : « سيستم هگل روى سر ايستاده بود ما آن را روى پا قرار داديم . » استالين « 2 » در جزوهء ماترياليسم ديالكتيك و ماترياليسم تاريخى مىگويد : « ماترياليسم ديالكتيك به اين سبب « ماترياليسم ديالكتيك » ناميده مىشود كه طرز توجهش به پديده‌هاى طبيعت و شيوهء تحقيق و راه معرفت آن به اين پديده‌ها « ديالكتيكى » است ولى تفسيرش دربارهء پديده‌هاى طبيعت و استنباط آن از اين پديده‌ها و تئورى آن « ماترياليستى » مىباشد . ماركس و انگلس در توصيف شيوهء ديالكتيك خود معمولًا به هگل مانند فيلسوفى كه خصائل اساسى ديالكتيك را فرموله نموده است استناد مىنمايند ولى نبايد تصور نمود كه ديالكتيك ماركس و انگلس عيناً همان ديالكتيك هگل مىباشد . در حقيقت ماركس و انگلس فقط « هستهء معقول » ديالكتيك هگل را گرفته ، پوستهء ايده آليستى آن را به دور انداخته و سپس ديالكتيك را بيشتر بسط و توسعه داده آن را به صورت علمى امروزه در آورده‌اند . . . ماركس و انگلس در توصيف ماترياليسم خود معمولًا به فوئرباخ « 3 » نيز چون فيلسوفى كه حقوق حقهء ماترياليسم را اعاده كرده است استناد مىجويند ولى نبايد تصور نمود كه ماترياليسم ماركس و انگلس عيناً مثل ماترياليسم فوئر باخ است . ماركس و انگلس در حقيقت هستهء اصلى ماترياليسم فوئرباخ را گرفته اضافات ايده آليستى و مذهبى و اخلاقى آن را به دور انداخته ماترياليسم آن را باز هم توسعه داده و به تئورى علمى و فلسفى ماترياليسم رساندند . » با همهء اينكه ماركس و پيروانش ادعا مىكنند كه ديالكتيك ماركس با ديالكتيك هگل متفاوت است و كاملا عكس آن است دقت كافى معلوم مىدارد كه ديالكتيك ماركس با ديالكتيك هگل تفاوتى ندارد ، فلسفهء ماركس با فلسفهء هگل متفاوت است . آنچه هگل آن را « ديالكتيك » مىنامد جز حركت اشياء در ذهن و در واقعيت بر طبق مثلث « تز ، آنتىتز و سنتز » نيست اما اينكه اصالت با ماده است يا چيز ديگر ، داخل در مفهوم ديالكتيك هگل نيست . اساساً ماركس و انگلس كارى كه كردند اين بود كه